تبليغاتX
دختران پرسپولیسی




قدر کرانچار را درپرسپولیس ندانستیم/عمو مصطفی برو چون دوستت داریم!/درحق میثاق معمارزاده بی انصافی شد


مادرم ،
 بارش باران خداست...
(روز مادر مبارک)



لیگ برتر فوتبال ایران با قهرمانی تیم سپاهان به پایان رسید.تیم فوتبال سپاهان اصفهان که مربی بزرگی همچون زلاتکو کرانچار را روی نیمکت خود داشت ، توانست با شایستگی تمام برای سومین بار متوالی قهرمان لیگ برتر فوتبال کشورمان بشود.بله درست است!مربی بزرگی به نام زلاتکو کرانچار!نام این مربی به گوش پرسپولیسی ها بسیار آشناست!البته فکر نمی کنم برخی بتوانند نام وی را بر زبان بیاورند از شدت شرم!از شدت بی رحمی!

هیچگاه از یاد نمی برم در دوران سرمربیگری اش در پرسپولیس چگونه با وی رفتار کردند!عباس انصاریفرد زلاتکو را به ایران آورد.یکی از بزرگترین مربی های کروات را که بسیاری از تیم ها آرزوی به یدک کشیدن نامش را روی نیمکتشان داشتند.اما چه رفتاری با او داشتید؟خطابِ من به رسانه ها ، هواداران و مسئولین باشگاه پرسپولیس است!تیم زلاتکو نتایج خوبی می گرفت و بهتر از آن هم می توانست باشد ولی به جای اعتماد به تجربه اش ، با بدترین حالت ممکن وی را راهی کشورش کردیم!

هیچگاه از یاد نمی برم که امثال حبیب کاشانی تحمل نام مربیان خارجی و بزرگ را نداشتند و با توطئه های فراوانی که در حق وی کردند ، در نهایت پرسپولیس را از وجودش بی بهره ساختند!مربیان بومی نیز تحمل موفقیت نامهای بزرگ خارجی را ندارند!به تخریب وی پرداختند ، از هوادار و لیدر گرفته تا مدیر و مجری! زلاتکو مربی با لیاقتیست.هنگامی که به سپاهان آمد ، این تیم 9 امتیاز با صدر جدول اختلاف داشت.ولی امشب قهرمان لیگ برتر کشور شد تا به همه ثابت شود نام های بزرگ نیازمند قدرشناسی هستند نه بی مهری و بی احترامی!

از همان ابتدا که پایش به ایران باز شد ، از وی حمایت کردم و در تمام زمانی که هواداران پرسپولیس وی را مورد کم لطفی قرار دادند ، قلمم به سمت پشتیبانی و اعتماد به مربی کروات می چرخید.شاید شما یادتان نمی آید ولی من که به خوبی به یاد دارم به خاطر حمایت از زلاتکو کرانچار بارها مورد اهانت و سخنان تند عده ای قرار گرفتم.حالا تحویل بگیرید!همین سرمربی که شما به قول معروف "سکه ی یک پولش" کردید ، سپاهان را به مقام اولی فوتبال ایران رسانید.البته مطمئن هم باشید که موفقیتش ادامه پیدا خواهد کرد و آسیا را نیز فتح می کند.همین زلاتکویی که یک روز طردش کردید.همین مربی فهمیده ای که یک روز او را در حد نام پرسپولیس نمی دانستید!می خواهم بدانم چه کسی در حد نام پرسپولیس بود؟حتما علی دایی!یا حمید استیلی!!



حالا قطار پرسپولیس در دوازدهم جدول متوقف شده است و لیگ هم به پایان رسیده.جایگاه این تیم محبوب پایتخت باید در صدر جدول و در جدال با تیم های بزرگتری باشد.تیم سرخمان فصل خوبی را آغاز نکرد و از همان ابتدا گریبانگیر حواشی شد که هر کدام به نحوی قسمتی از هویتش را خدشه دار کردند.پرسپولیس می توانست بهتر از این ها باشد.همه منتظر حضور مجدد مصطفی دنیزلی در پرسپولیس بودند.هواداران پرسپولیس برای اولین بار خودشان مربیشان را انتخاب کردند و حالا جرئت ندارند از نکات منفی وی انتقاد کنند.عمو مصطفی را بسیار دوست داریم ولی .... ای کاش با یک مصاحبه ی تند و جنجالی روحیه ی بازیکنان را بهم نریخته بود.ای کاش در چیدمان تیمش بیشتر دقت می کرد.ای کاش به جای این همه هجوم های بی سرانجام کمی بیشتر به فکر دفاع بودیم!ای کاش تاریخ تکرار نمیشد و مانند همان سالهایی که افندی در تیممان بود ، دوباره پذیرای 4 گل از هر تیم و نا تیمی نبودیم.همین فرشید کریمی که امروز گلر اول راه آهن است ، در آن دوران گلر منفور سرخ ها شد چون در هر بازی 4 گل دریافت می کرد.همانگونه که حسن رودباریان در پاس و همراه با دنیزلی 4 گل دریافت می کرد.تاریخ تکرار شد.اینبار برای دروازه پرسپولیس و با کمی تغییر نام برای میثاق معمارزاده!


پرسپولیس ِ دنیزلی دوست دارد هجومی باشد ولی نه قواعد هجوم را به درستی رعایت می کند و نه قواعد دفاع را!من اینبار تابو شکنی می کنم.در میان موج عظیم هواداری و حمایت از مصطفی دنیزلی به عموی مهربان و خنده روی سرخ ها می گویم که از ایران برود.برود چون دوستش داریم.چون نمی خواهیم بیش از این ها بماند و مورد اهانت قرار بگیرد.برود تا با شعارهای "حیا کن رها کن" های هواداران رو به رو نشود.برود چون برای خودش بهتر است.برود تا جاودانه شود.

در این فصل در حق میثاق معمارزاده بی انصافی های زیادی صورت گرفت.تمامی باخت های سنگین و گل های دریافت کرده را بر گردن او انداختید.برای خالی کردن احساسات غیر قابل کنترل خودتان در استادیوم ، به میثاق و خانواده اش فحاشی کردید!چگونه می توانید وجدان آسوده ای داشته باشید؟بازیکنان هیچ گناهی ندارند.آنها بی غیرت نیستند و مادام که پیراهن سرخ بر تن می کنند ، بازیکن پرسپولیسند و برای ما قابل احترام.میثاق معمارزاده از پرسپولیس می رود.می رود به جایی که قدرش را بیش از این ها بدانند.می رود تا میثاق معمارزاده بماند و البته برای همه ی دروازبان هایی که قصد آمدن به پرسپولیس را دارند درسی عبرتی شد چرا که در این تیم ، ترور شخصیتی بیشتر متوجه گلرها می شود.همین میثاق سال های آتی به صورت یک گلر موفق در تیمی دیگر می بینیم.ما که عادت داریم به زنده کشی و مرده پرستی!!!کسی به مشکلات ریشه ای نگاه نمی کند.کسی به حواشی پیش آمده از ابتدای فصل نگاه نمی کند.کسی حرفی از نابودی تیممان به وسیله ی حبیب کاشانی و امثال او نمی زند.همه فقط دوست دارند گلرها را نشانه بگیرند و اگر هم برایشان مقدور بود سراغ تخریب اسطوره ها و سایر بازیکنان می روند.این همان جوانمردیست که امثال عابدزاده و کلانی و بهزادی برایتان به یاد گذاشته اند؟؟هوادار!عوض شو ؛ پرسپولیس به یار واقعی نیاز دارد نه صرفا یک تماشاگر فوتبال!و چقدر فرق است میان هوادار و تماشاگر فوتبال...!


23/اردیبهشت/1391

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی ،

به صد دفتر نشاید گفت شرح درد مشتاقی



نوشته شده توسط سحر خانم | لینک ثابت | موضوع: بازی هایی آسیایی |

اسطوره برای تو کلمه کمیست جادوگر!

متن ارسالی توسط دوست عزیز پرسپولیسی ، رضا :

"تو این ها را در لیگ ایران انجام دادی و او در لیگ آسیا!"
تو را یادم است، تویی که جاودانه شد: که در دربی ۷۳ فحشت دادند، و تو با بوسه ای جوابشان را دادی!
بلوزت را بعد از اخراج شدن در بازی پرسپولیس -استیل آذین از تن در آوردی، بلوز زیرش پیرهن همیشه ۸ پرسپولیس بود! تو این ها را در لیگ ایران انجام دادی.. اگر در لیگ آسیا بودی فکر کنم با بوسه ای جواب فحاشی را میدادی و مثل همیشه مردانه میگذشتی!

تو را به مچبندت که گفتی: مردمم! تقدیم بلوزت به یک شهید که گفتی: یادگاریست!براورده کردن آرزوی بلند قد ترین مرد دنیا که گفتی: ثوابست! بودن کنار کودکان بی سرپرست که گفتی: وظیفه است! خرید آدامس و گل و فال که گفتی: به خنده شاد کودکان می ارزد! به دست دادن با جانباز که گفتی: بازی با توپ کجا و بازی با مین کجا! به حرف حقت که گفتی: هیچ نداشته باشم ولی یه جو مردانگی! به بازوبند که گفتی: برای ارشدم! تو را به مرد آسیا که شدی، تو را به آلمانی که زیر پاهایت لرزید! تو را به همه این ها که کردی قسم، که اسطوره برای تو کلمه کمیست جادوگر!

تو این ها را در لیگ ایران انجام دادی.. یعنی ایران و ایرانی برایت مهم بوده و هست

او را یادم هست، اویی که حاشیه داشت: بعد از اخراج به سکوهای پر شده، استادیوم ۹۶،۲۰۰ نفره عدد ۴ را نشانه گرفت و بلوزش را در آورد و پیرهن آبی را بوسید... او نه به پرسپولیس ، نه به هواداران، نه به بازیکنان، بلکه به ایران و ایرانی توهین کرد! نباید برای ساختن اسطوره، اسطوره های کاغذی را بزرگ کنیم!

آقای مجیدی از سطح فکر شما انتظارها بیشتر بود...! آن روز که سلطان علی آقا پروین روی سکوی هواداران استقلال نشست باید می آموختید که این جدالیست بین ایرانیان و اعراب...! شما برچسب خیلی چیز ها را به خودتان وصله کردید! با این کارتون فرهنگتون رو به نمایش گذاشتید و اگر حرفی شنیدید در حد فرهنگتون بود! حالا این وسط مشکلی هست؟؟؟

شاید راست میگویند که: داغ گل زدن به پرسپولیس در رقابت های آسیایی برای به دست آوردن دل استقلالی ها به دل شما ماند!!! قسم به هر کاری که امروز کردید لقبی برای شما یافت نشد . باشد تا رستگار شوید!!!



22/اردیبهشت/1391


نوشته شده توسط سحر خانم | لینک ثابت | موضوع: |

فقط یک کاپیتان در دنیا وجود دارد/جادوگری کن تا دوباره قلب هواداران پرسپولیس رو تسخیر کنی


متن ارسالی توسط دوست عزیز پرسپولیسی ؛ سامیار

تو میتونی 8 دوست داشتنی بازی تو استادیوم المپیکو و دو ستاره در هر دو تیم یکی با شماره 10 در تیم اول شهر رم و دیگری با شماره 8 در تیم ملی ایران .توتی با هتریکش بار دیگر نشون داده تو روم یک فوق ستارس  و در تیم مقابل علی کریمی با دریبل زدن همه رمی ها و جادوگری هاش و به لرزه در آوردن تیر دروازه ی این تیم همرو متعجب کرده اما بهد از سالها از اون شب تاریخ دیروز اتفاق تلخی رو برای اسطوره ی شماره 8 تیم اول پایتخت ایران رقم زد که اتفاقا مشابه همین اتفاق رو اسطوره ی شماره 10 تیم اول پایتخت ایتالیا 2 سال پیش تجربه کرد.داستان از این قرار بود که بعد از شکست رم در المپیکو وقتی فرانچسکو توتی کاپیتان رمی ها به سمت هوارانشون رفت و پیراهن خودش رو به سمت هوادارا پرتاب کرد این بار بر خلاف همیشه بر سر پیراهنش دعوا که نشد هیچ بلکه پیراهنشو مجددا به سمتش پرت کردند تا اسطوره ی شهر رم برای اولین بار با بی مهری تیفوسی ها رو برو بشه .با دیدن این صحنه همه از گمانه زنی ها برای تیم جدیدی که توتی به آن خواهد رفت میگفتند اما این توتی بود که نشون داد که مرد روزهای سخت هست و راه آسون رو انتخاب نکرد او در رم موند,گل زد,درخشید و باز هم قلب تیفوسی های رم رو تسخیر کرد تا اون ها هم براش شعار "فقط یک کاپیتان در دنیا وجود دارد" را بخوانند .دیروز مشابه این اتفاق این بار برای اسطوره ی پرسپولیس و در استادیوم آزادی افتاد حالا گلادیاتور شماره 10 از کیلومتر ها دورتر و از قلب پایتخت ایتالیا به جادوگر شماره 8 در قلب پایتخت  ایران پیام میدهد که بمون,بدرخش و جادوگری کن تا دوباره قلب سرخ هواداران پرسپولیس رو تسخیر کنی تا اون ها یک صدا باز هم برات شعار "تو خورشیدی ولی غروب نداری"  بخوانند آره بمون جادوگر سرخ تو میتونی 8 دوست داشتنی .....





21/اردیبهشت/1391

دوستان عزیز شما هم می توانید مطالب خود را ارسال کنید تا با نام خود در وبلاگ قرار بگیرد.

نوشته شده توسط سحر خانم | لینک ثابت | موضوع: |

شادی های علی دایی در کنار زمین ، پاسخی به حمایت هواداران از وی درابتدای فصل بود!


آنان که به زندگی دیگران نور میبخشند ، روزی خورشید خواهند شد ...



پرسپولیس سه ، راه آهن علی دایی چهار !

پرسپولیس در این بازی هم باخت و آن هم با چهار گل!چیز چندان عجیبی نیست!ما هواداران که به این باخت ها عادت داریم.فقط باختن در مقابل تیم علی دایی با باختن در مقابل سایر تیم ها فرق دارد.فرقش را می توان از طریق حرکات این با غیرت در کنار زمین فهمید!علی دایی همانیست که هواداران پرسپولیس با صدا زدن نامش از ابتدای فصل و بازی آغازین  ، آرامش تیممان را بهم زدند!

یادتان نرفته چگونه دوست ِ دشمن شدید و از همان ابتدای فصل با صدا زدن نام علی دایی در استادیوم ها ، پرسپولیس را مضحکه رسانه ها و هواداران تیم های دیگر کردید؟؟!!حتی عام مردم هم که اهل فوتبال و توپ و دروازه نیستند ، از نام علی دایی به عنوان وسیله ای برای به سخره گرفتن پرسپولیس استفاده کردند!!!این شما بودید که از همان ابتدا تیم را به حاشیه کشاندید!علی دایی به خوبی پاسخ آن همه حمایتتان را داد!حالا می توان به قضاوت پرداخت که آیا تشویق علی دایی به قیمت به حاشیه کشاندن تیمتان ارزش داشت؟؟!!

شروع حواشی این فصل پرسپولیس با صدا زدن نام علی دایی در استادیوم ها بود!همین اسطوره سرخ شما پس از هر گلی که تیمش به پرسپولیس می زد ، چند صد کیلومتری به هوا می پرید!!!چیزی شبیه به پرش های افشین قطبی در سالی که پرسپولیس در مسیر قهرمانی بود!!

تا زمانی که به یاد دارم هواداران پرسپولیس در حال تخریب چهره ی بازیکنان و مربیان و خود تیمشان داشته اند.عدم نتیجه گیری پرسپولیس ربطی به هواداران ندارد ولی از حق نگذریم هواداران نقش مهمی در ایجاد حاشیه داشته اند!آنها همواره به جای حمایت به تخریب می پردازند!!



چرا تا تیم نتیجه نمی گیرد به سمت بازیکنان حمله ور می شوید؟!ترور شخصیتی می کنید!یک روز نوبت بادامکی ، یک روز نوری و حالا هم که نوبت معمارزاده و علی کریمی و... است!حس ِ مستولیتتان را در قبال نتیجه های نامطلوب پرسپولیس درک نمی کنم! تنها چیزی که برای شما مهم است ، تخریب پرسپولیس و بازیکنانش است!!!!! تجربه ی تلخ اهانت به عقاب آسیا و بیرون کردن وی از خانه ی سرخش ، به پای شماست!که نام خودتان را مثلا هوادارا می گذارید!!!حالا که تیممان نتیجه نمی گیرد و مریضی از پا درش آورده ، حالا که هر خفتی را در لیگ متحمل شده ، شماها دیگر دست از سر بازیکنان پرسپولیس بردارید .... تقصیر آنها نیست!چرا باید کاری کنید که دروازبان تیمتان بعد از بازی از حال برود!!!که کاپیتان محبوبتان بگوید سال دیگر از این تیم می روم!!!این عمق فاجعه است برای من ، برای ما.....


*تنها چیزی که به من در این روزها امید می دهد ، حضور  بازیکنی مانند"مهدوی کیا" در پرسپولیس است.اخلاق مدارانی همچون هاشیمان ، کریمی و مهدوی کیا در تیممان داریم و باز هم با نا شکری تمام به تخریب چهره ی بازیکنان می پردازند!




مشکلات پرسپولیس به زمانی برمی گردد که حبیب کاشانی ذره ذره این تیم را به لبه ی پرتگاه نزدیک کرد.همان روزهایی که من به هر طریقی می خواستم به شما بفهمانم که این مرد وصله ی تیم ما نیست ولی شما هواداران خوش سلیقه با جدیت حمایتش می کردید!! تحویل بگیرید!!! تیمتان از پرتگاه هم پرت شد!!! دست شما درد نکند!!!! نه دنیزلی مقصر است نه بازیکنان نه رویانیان .... ضعف پرسپولیس از روزهایی شروع شد که خودخواهی جای دلسوزی را در تیممان گرفت....


*شماهایی که با افشین قطبی رفتار نادرستی داشتید ، حالا پس از اینکه مشاهده کردید چگونه تیمش در لیگ ژاپن یکه تازی می کند ، دوباره یاد قلب شیر و قهرمانی و این حرف ها افتادید!وای به حال شما هوادارانی که هر روز رنگ عوض می کنید!هنوز هم به یاد داریم که افشین پیش از رفتن از ایران چه جمله ای را بر زبان آورد:"تاریخ در مورد آدمها قضاوت میکند".



تمام این متن و این شکوائیه به سمت هوادارانی بود که بارها با انتخاب ها و شعارهای نادرستشان ، قلب پرسپولیس را مجروح کردنده اند!!چقدر خوب بود اگر چند سالی هم جو ورزشگاه خالی از امثال شما میشد! آنوقت هوادارای واقعی را به شما نشان می دادم ، ای کاش رویایمان ، کمی حقیقی بود....

*چقدر دلم برای تیمم ، بازیکنانش ، مربیانش و هوادارانش می سوزد....چگونه به جان هم دیگر افتاده اند....این تیم از پا در آمده....




19/اردیبهشت/1391

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی ،

به صد دفتر نشاید گفت شرح درد مشتاقی

نوشته شده توسط سحر خانم | لینک ثابت | موضوع: بازی های پرسپولیس |

پرسپولیس باخت تا روزنامه ها بدون تیتر نمانند!/بیایید دست از ترورهای شخصیتی نا به جایمان برداریم!....


آدم ها لالت می کنند ؛
بعد هی می پرسند : چرا حرف نمی زنی ؟!
این خنده دار ترین نمایشنامه ی دنیاست ... !!!




پرسپولیس صفر ، الهلال عربستان یک ؛

هجوم اطلاعات مختلف در خصوص این بازی اجازه ی مقدمه چینی را نمی دهد.پرسپولیس بار دیگر حاشیه ساز شد.پرسپولیس باخت تا رسانه ها بیکار نباشند ! پرسپولیس باخت تا روزنامه ها بدون تیتر نمانند ! پرسپولیس باخت ! اصلا باخت که باخت ! بی خیال این شکست ، بی خیال این ناکامی....پرسپولیسی ها که دیگر هیچ چیز برای از دست دادن ندارند.هر آنچه داشتند را از آنها گرفتند.خسته شدیم از بس ما را سوژه ی مطبوعات زرد کردند.خسته شدیم از بس در حقمان ظلم کردند.خسته شدیم از بس سرمان را پائین گرفتیم.خسته شدیم از این همه ناکامی....

سالهاست که نوشتیم روزهای روشن پرسپولیس می آید.سالهاست که دم از امید و تغییر و این حرف ها زدیم.ولی من ، شخصا ، اعتراف می کنم که گویا روزهای روشن پرسپولیس هیچ گاه قصد آمدنندارند.خورشید در آسمان سرخ ما طلوع نخواهد کرد.


9 گل در سه بازی!!رکورد جدیدی است.پرسپولیس می بازد ! ما هواداران دل شکسته که به این نتیجه ها عادت داریم و البته من فکر می کردم که باید برای تمام اصحاب رسانه و فوتبال هم این موضوع عادی شده باشد ولی گویا آنها نمی خواهند دست از سر پرسپولیس بر دارند.نگاهی به تیترها و مطالب روزنامه های امروز صبح بیندازید.نماینده ی ایران را سکه ی یک پول کردند!! هر چه دلشان خواست ، گفتند و هنوز هم می گویند چرا پرسپولیس در حاشیه است.حاشیه را چه کسی درست می کند؟؟؟همین شماهایی که ادعای قلم و ادب دارید.همین شما نویسنده های متفکر و پرادعای قرن بیست و یک!!!!

استقلال می بازد ، از یک تیم عربی ، آن هم در آزادی و هیچکس هیچ چیز نمی گوید و همه منتظر می نشینند تا پرسپولیس ببازد و خطی بنویسند و سهیم باشند در تحقیر سرخ ِ محبوب ِ ما....پرسپولیس می بازد ، از یک تیم عربی و آن هم در آزادی.....تیترها را بخوانید ، به حاشیه می کشانند ، تخریب می کنند و نمی ترسند...از این جهت دهی فکری نمی هراسند....هواداران را به جان تیمشان می اندازند....و هیچ باکی ندارند!

به عنوان نمونه روزنامه ی "خبر ورزشی" را مثال می زنم.گویا مسئولان و نویسندگان در صف مانده ی این روزنامه ، منتظر شکست پرسپولیس بودند تا هر چه دلشان می خواهد نثار این تیم محبوب کنند و تراوشات مسموم ذهنی خودشان را به خواننده تزریق!!! اصلا پرسپولیس باخت که باخت! زمین به آسمان آمد؟! طوفان سونامی رخ داد؟!  به 2012 و قضیه نابودی زمین دامن زد؟! جنگ جهانی سوم راه افتاد؟! بحران اقتصادی و اجتماعی راه انداخت؟! پرسپولیس باخت! قلب خودش و هوادارانش شکست ، فکر نمی کنم به خارج از خانه ی ما مربوط باشد این درد!!!!....

دست از سر پرسپولیس بر نمی دارند.می گویند لیاقت این همه تماشاگر را نداشتند! هواداران جزئی از باشگاه هستند و نمی توان به دیدی جدا به آنها نگریست.چرا فکر می کنید پرسپولیس لیاقت هوادارانش را ندارد؟! تا به حال با نگاهی وارونه به قضیه نگاه کرده اید؟؟! در بسیاری از جاها نیز این هواداران بودند که لیاقت تیم سرخشان را نداشتند!هوادار شامل من و توئیست که با چند باخت ، شروع به حاشیه سازی می کنیم ، دوست ِ دشمن می شویم و حیثیت چندین ساله ی پرسپولیس را به خاطر عدم کنترل خشم خود ، زیر سوال می بریم! هواداران هم به جای خود تیمشان را تنها گذاشته اند.بارها شاهد قهر مردم با استادیوم بودیم آن هم در شرایطی که می توانستند بهترین یار تیمشان باشند.بارها شاهد اهانت مردم به تک تک عوامل پرسپولیس و به سُلابه کشیدن بازیکنان و کادر فنی پرسپولیس بودیم!اگر دیروز 73 هزار نفر برای تشویق پرسپولیس آمدند ، منتی نیست!! آنها وظیفه شان را در قبال آنچه "تیم محبوب" می نامند ، انجام دادند! این مسئله ای در درون خانواده سرخ است و فکر نمی کنم ربطی به آبی و زرد و بنفش داشته باشد!



قضیه علی کریمی را بسیار بزرگ تر از آنچه هست ، جلوه می دهند.سعی در تخریب چهره ی این کاپیتان با تعصب دارند.می گویند 35 ساله است و به درد پرسپولیس نمی خورد! چقدر زود فراموش کردند که همین 35 ساله چه بازی های درخشانی را در این فصل عذاب برای ما انجام داد.در همین فصلی که انواع بلایا سرمان آمد.از تغییرات رخ داده در کادر فنی و کادر مدیریت گرفته تا حواشی دیگری که تک تکشان در ذهن شما نقش بسته و تکرارشان جز زنده کردن خاطرات تلخ برای هواداران سرخ ، چیزی ندارد.

خواهر من!برادر من!هوادار گرامی!دوست عزیزم!....تقصیر بازیکنان نبود!نیست! راحتشان بگذارید.تیم ما مریض است.بیایید قبول کنیم در تیم ما انگیزه مُرده!تیم نیست این بلکه ، بیماریست که به معالجه نیاز دارد.وقتی تیم بی انگیزه و خسته باشد ، حضور یا عدم حضور مهدوی کیا و علی کریمی چه فرقی می کند.این تیم مریض است.به بازیکن ها توهین نکنید.علی کریمی را "مرده متحرک" نخوانید! انصاف نیست! انصاف نیست تا این حد بی انصاف باشیم!پرسپولیس شرایط سختی دارد و روزهای بحرانی اش را پشت سر می گذارد.در این میان هواداری خلوصش را نشان می دهند که مراقب باشد تا مبادا حرمت ها شکسته شود ، هوادارای هوادار است که از حریم سرخ خود عبور نکند.به بزرگان تیم بی احترامی نکند.بیایید در این روزها اسطوره کُش نشویم!....و دست از ترورهای شخصیتی نا به جایمان برداریم!....



شاید رسانه ی من کوچک باشد ولی تریبونش ، تریبون درد است و صدای گرفته ای در پس آن نهفته که فریاد می زند"بس است ......دست از سر تیم من بردارید....خسته تر از آنست که سر به سرش بگذارید...آنقدر زخم خورده که دیگر جایی برای آنکه بر پیکره اش ضربه بزنید ، ندارید....دلم برایش می سوزد.....دست از سرش بردارید...." :(


13/اردیبهشت/1391

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی ،

به صد دفتر نشاید گفت شرح درد مشتاقی


نوشته شده توسط سحر خانم | لینک ثابت | موضوع: بازی هایی آسیایی |

این روزها پرسپولیس در حالت کما به سر می برد

 

روز معلم به همه‌ی کسایی که توی عمرشون حتی یک نکته کوچیک رو به یک نفر دیگه یاد دادن مبارک ، شاد باشید همیشه.....

 

کامنتی که در زیر مشاهده می کنید ، کامنت یکی از دوستان است که در سایت پرسپولیس نیوز فرستاده و چون در اونجا تائید نشده برای وبلاگ "دختران پرسپولیسی"فرستادن که ما دراینجا بدون سانسور حرفشان را بیان کنیم.البته این اولین بار نیست چرا که بنده هم پیش از این کامنت هایی که مبنی بر حقایق تلخ فوتبال و هوادارای و ظاهربینی برخی از دوستان می فرستادم که در این سایت به ظاهر هوادارای تائید نمیشد!و این بهانه ای شد تا در این وبلاگ رسما اعلام کنم که مدیران این سایت طاقت شنیدن حقیقت را ندارند و فضایی درست کرده اند که در آن عده ای دور هم جمع می شوند و به خود اجازه ی اظهار نظر در مورد هر موضوعی را می دهند!

بعد از بازی های پرسپولیس و به خصوص زمانهایی که متحمل شکست های سنگینی هستیم ، فضای این سایت دیدنیست!!!!هر کسی به خود اجازه ی هر توهینی را می دهد!!!!و بعد یکی شبیه به بنده می رود تا فضا را آرام کند و هواداران را به راه راست هدایت ؛ اما نه تنها کامنت ها تائید نمی شود بلکه مدیران سایت هم به نحوی سعی در گمراه کردن بیشتر هواداران دارند.

در هر صورت به نظر بنده اهانت به بازیکنان تیم و اینکه همه ی مشکلات را گردن آنها بیندازیم ، کاری بس ناپسندیده است چرا که این روزها پرسپولیس دوباره در حالت کما به سر می برد.تیم ما فصل پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشت.روزهای تلخ و سوگوارانه ای داشتیم.وقتی تمام تیم مریض است ، نمیتوان تقصیر را بر گردن فرد خاصی انداخت.پرسپولیس جای هیچ گونه حمایت یا دفاعی را باقی نگذاشته.دل سوزی دارد وضعیت این سرخ محبوب ما....بسیاری هستند که سعی در تخریب پرسپولیس و محو هواداران میلیونی اش دارند ولی حواسمان باشد آبروی این تیم مائــــــــــیم!بیش از این آبرو ریزی نکنیم!!!!!

و این هم متن کامنت دوست عزیز پرسپولیسیم:

"من برای همه شما دوستان که ادعا میکنید هوادار پرسپولیس هستید متاسفم من نزدیک به 15 ساله که هوادار پرسپولیسم تو این سالها هیچ وقت به یاد ندارم که بازیکنی را محکوم به کم کاری یا تبانی کنیم ، استغفراله که شماها خدا نیستید که تو جایگاه قضاوت نشستید مگر خود ماها در روز اشتباه نمی کنیم انسان جایز و خطا ست چرا تخریب چرا با این کارا جز به تیممون به کسی دیگر ضرر نمی رسانیم مگر بازی با سایپا معمارزاده درون دروازه بود که ما 4 تا گل خوردیم اصلا مگر 4 سال پیش که به پیکان و سپاهان 4 تا خوردیم دروازه بان ما معمارزاده بوده.

می دونم همه شماها یک روز از این کاری که با میثاق و بادامکی کردین پشیمان می شوید جوری در مورد این بازیکنان صحبت می کنید که انگار استقلالی هستند

هیچوقت یادم نرفته و نمی ره که اول فصل همین شماها به نوری و رضایی توهین کردید حالا چی شده بهترین بازیکنان تیممون شدن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!".

واقعا نمی دونم اشکال این کامنت در کجاست!!!نمی دونم چرا هر کامنتی که متکی بر اهانت به بازیکنان پرسپولیس باشد ، تائید و اینگونه کامنت ها در حالت عدم تائید باقی می مانند!هیچ نویسنده ای حق تحمیل افکارش بر دیگران را ندارد.در واقع کسی ازحق مینویسد که تشخیص حق و ناحق را بر عهده ی مخاطبانش بگذارد نه آنکه خودش نتیجه گیری کند و بعد نظراتش را بر دیگران تعمیم دهد!!!!

 

 

 

۱۲/اردیبهشت/1391

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی ،

به صد دفتر نشاید گفت شرح درد مشتاقی

 

 

نوشته شده توسط سحر خانم | لینک ثابت | موضوع: |