فکر می کنم مردم ایران بیشتر از اینکه خوشحال باشن، دچار شوک بزرگی شدن. باورشون نمیشه، این ایران بود که اینجوری آرژانتینُ بهم ریخته بود؟ سالها بود که حرفی برای گفتن نداشتیم. تحقیر شدیم. از رنک ِ 30 فیفا رسیدیم به رنک 80 ؛ از آقایی ِ آسیا رسیدیم به حریف تمرینی ژاپن و کُره،، حتا بردن کُره برامون آرزو شده بود... جام 2006 تیم منسجمی نداشتیم. معلوم نبود تو تیم چه خبره، اعصاب همه خورد بود. اما حالا با اعتماد به نفس بازی کردیم، اصن حس نمی کردیم یکی از غولای فوتبال جهن مقابلمون داره بازی می کنه، با دیدن ِ این تیم نه برد میخوام نه صعود؛ فقط ممنون کی روش هستیم، این بازیکنا، تیم خوبی ساختن برامون. بازیکنای دو ملیتی هم با غیرت بازی کردن، و این جوابی بود به همه بدخواهای کی روش... 
من که دوست داشتم علی کریمی تو تیم ملی باشه اما هیچوخت نبودنشو از چشم کی روش نمی دیدم، علی کریمی چوب محبوبیتشو میخوره، کی روش مربی با انصافیه، فوتبال ایرانُ 180 درجه تغییر داد. نشون میده مربی بزرگ چقد میتونه تاثیرگذار باشه، نشون میده فوتبال م به فراتر از کرواتی ها نیاز داشت، نسل ویچ ها به پایان رسیده بود. 
دیدن این بازی بعد از سالها قلب مردم و شاد کرد، مردمی که با فوتبال قهر کرده بودند، 
اگه مسئولین ما باهوش باشن، کی روش رو نگه میدارن چون بدون شک این تیم میتونه قهرمان آسیا بشه، 
کُره، ژاپن و استرالیا با دیدن این بازی فهمیدن که ایران برگشته و با قدرت. 
فقط امیدوارم این مربی الکیای ایران که مخالف مربی خارجین و با مصاحبه هاشون قصد تخریب کی روش و داشتن و نمیذاشتن تیم ملی به اردو بره و بازیکن نمی دادن، دیگه ساکت بشن. همین که ساکت باشن کافیه. 
بعد از سالها تحقیر، با عزت نفس بازی کردیم، 
همه به احترام ِ کی روش که انقدر شجاع بود علیرضا حقیقی و به عنوان گلر یک گذاشت تو دروازه. گلری که من بعد این همه سال که طرفدار پرسپولیس بودم، حتا فکر نمی کردم اینجوری بازی کنه، گلری که تو پرسپولیس نیمکت نشین شده بود، 
کی روش کاری کرد که ما به خودمون ایمان داشته باشیم. 
بدون شک تاریخ فوتبال ایران این مردُ فراموش نمیکنه... 
سالها بود بازیکنای تیم ملی و اینقدر متحد و مسنجم ندیده بودم، این بازی برای من خیلی ارزشمند بود و گل مسی اصلن جلوی چشمم نیومد... 
و در نهایت همه می بینیم این فوتباله که قلب و چشم همه مردم جهان رو تسخیر میکنه، هر ورزشی جای خوذشو داره، اما برای من به شخصه هیچی فوتبال نمیشه...

 

اما از دیشب اگر به کامنتای اینستاگرام داش علی کریمی رجوع کنید متوجه بزرگ منشی این مرد میشید. یه سری از هوادارا که از گل خورده ایران و تقصیر نکونام در این گل شاکی بودند، برای داش علی کامنت میگذاشتند. و به نکونام شکایت می کردند اما اسطوره با لحنی آرام به آن ها گفت که هر بازیکنی ممکن است چنین اشتباهاتی کند، من هم چنین اشتباهاتی زیاد داشتم و برای آروم کردن هواداران شروع به شماردن یک به یک اشتباهاتش کرد. فقط از یک مرد واقعی چنین برخوردی ممکن است...

 




روز گذشته 200 هوادار جلوی باشگاه پرسپولیس تجمع کردند تا خواستار بازگشت علی کریمی به پرسپولیس بشوند. جمع کردن جمعیت دویست نفری از طریق اطلاع رسانی مجازی کار بزرگی بود. تمام این هواداران به عشق علی کریمی آمده بودند. آمده بودند تا اسطوره شان را تنها نگذاشته باشند. آشنایی با آدم هایی که عقایدشان بسیار به من نزدیک بود، یکی از بهترین روزهای زندگی ام را رقم زد. از دیدن هوادارانی که از شهرستان برای حمایت از اسطوره آمده بودند، احساس غرور و افتخار می کردم. به راهی که انتخاب کرده ایم، ایمان دارم. علی کریمی اسطوره ای فراتر از رنگ هاست، علی کریمی اسطوره ای در درون قلب ماست. هرگز تنها نمی گذاریم مردی را که هرگز ما را تنها نگذاشت.

نکته قابل توجه در این میان صحبت های یک مادر بود که به خاطر علی کریمی به میدان پیروزان، کوچه پانزدهم... آمده بود. این خانم محترم و دوست داشتنی میگفت: " علی کریمی سه چیز را ندارد... لیدر، رسانه و خصلت چاپلوسی" و همین نکات است که او را تختی زمانه کرده است.

یکی از طرفداران علی کریمی میگفت" بازی استقلال تراکتور دوست داشتم به جایگاه استقلال بروم؛ آن ها بیشتر کریمی را تشویق می کردند" و این حرف سندی است بر تایید این حرف که کریمی اسطوره ای فراتر از رنگ هاست. و چه بسیارند استقلالی هایی که برای علی کریمی احترام بسیاری قائل اند و او را دوست دارند.

پس از اینکه هواداران از ساعت 11 در گرما منتظر رحیمی، مدیرعامل جدید پرسپولیس بودند که بیاید و به صحبت هایشان گوش فرا دهد، وی ساعت 12:30 آن ها را به حضور پذیرفت. 17 نفر از نمایندگان به داخل باشگاه رفتند تا خواسته هایشان را با مدیرعامل مطرح کنند. نکته قابل توجه که در خبرگزاری ها و سایت ها به چشم میخورد کوچک نشان دادن جمعیت بود. در تمام اخبار تعداد هواداران کریمی را 20 یا 30 نفر اعلام کردند. اینکه اهدافشان از این کارها چیست واضح است اما عقل سلیم حکم می کند که صحبت این خبرگزاری ها تا چه حد صحت دارد. جمعیت 20 نفری، 17 نماینده برای صحبت به داخل باشگاه می فرستد؟! جمعیت 200 نفری می تواند این تعداد نماینده داشته باشد. علی کریمی رسانه ندارد اما خدا را شاکریم که هوادارانش بهترین رسانه ها هستند.

یکی از هواداران در این نشست با مدیرعامل به نکات خوبی اشاره کرد" اگر میخواهید دوباره استادیوم ها مملو از تماشاگر شوند، به خواسته هواداران گوش فرا دهید. بازگشت مجدد علی کریمی و اسطوره های واقعی به پرسپولیس می تواند سرآغاز آشتی مجدد هواداران با استادیوم ها شود"

علیرضا رحیمی، مدیرعامل جدید پرسپولیس که روزمه مشخص و کارنامه شفافی دارد، با حوصله و آرامش خاصی به صحبت های هواداران گوش فرا داد. اما این ها کافی نیست. رحیمی در شرایط بسیار حساسی قرار دارد. انتخاب با خود اوست. یا با اقدامات مثبت و مطابق میل هواداران محبوبیتی بی نظیر را میان مدیران سال های اخیر پرسپولیس برای خود می سازد و در اذهان باقی می ماند و یا با پشت کردن به آنچه برای هواداران مهم است، کاری می کند که نامش هرگز در باشگاه باقی نماند. وی از علاقه و ارادت قلبی اش به اسطوره ها و به خصوص علی کریمی سخن گفت و بیان کرد که نیاز به مدیریت و برنامه ریزی در این زمینه دارد. این حرف های رحیمی برای ما مانند آب یخی بود که انگار در همان لحظه رویمان ریخته باشند. همه ما می دانیم تا وقتی علی دایی در پرسپولیس است، بازگشت علی کریمی چون خیال است. نه خود کریمی حاضر به این نوع بازگشت است و نه هوادارانش.

ای کاش علی دایی از پرسپولیس می رفت. این مرد ما را از تیمی که سالها عاشقش بودیم، دور می کند. این مرد کام همه ما را تندی حرف هایش، تلخ می کند. این مرد احساس ما را به فوتبال از بین می برد. این مرد دست و دل ما را می لرزاند. تا وقتی علی دایی در پرسپولیس است، هیچ نشانی از امید و روزهای خوش در پرسپولیس نخواهیم دید.

بعد از اتمام این جلسه نمایندگان به بیرون ساختمان آمدند. هواداران منتظر و مضطرب علی کریمی بیرون ایستاده بودند. دیدن این همه عشق و امید حال آدم را خوب می کند. از دیدن اینکه هنوز هم هستند آدم هایی که قلبشان و فکرشان به حق است، احساس غرور می کنم. این آدم ها بیشتر از هر چیزی از عاشقان پرسپولیس هستند و دلشان به حال این تیم و این فوتبال می سوزد. آن ها را به خیانت متهم نکنیم. خیانت را شماهایی انجام می دهید که چشمتان را به روی تمام اتفاقات تلخ پرسپولیس بستید. خیانت رسم شماست که علی دایی و دوستانش را برای تیم محبوبتان برمی گزینید. پشت چه آدم هایی ایستاده اید؟ آدم هایی که لایق هواداری شما نیستند. تیمشان بالای پرسپولیس قرار می گیرد و خدا به او عزت می دهد. این آدم ها عابدزاده تان را از تیم دور کرده اند. تیمی بی هویت برایتان ساخته اند و شما را به جامی دلخوش کرده اند که در پایان فصل هم نصیب شما نمی شود. تنها می خواهند همه افتخارات به اسم خودشان ثبت شود.

اما این ما هستیم که چند سال جلوتر از فکر شما هواداران ظاهربین حرف می زنیم. و تا آخر پشت اسطوره محبوب مردمی مان ایستاده ایم. علی کریمی آبروی فوتبال ایران است. تاریخ در مورد ما قضاوت خواهد کرد....

به پایان رسید این دفتر حکایت همچنان باقیست...

15/اردیبهشت/93


 





یا رب مباد هرگاه که قلم به دست می گیرم، جز به حق، صداقت و عشق بنویسم. از همان روزهای اول هم راه وبلاگ دختران پرسپولیسی همین بود. همواره طرف حق را گرفتیم. به عباس انصاریفرد کم لطفی کردند، میثاق معمارزاده را تخریب شخصیت کردند، در کار افشین قطبی کارشکنی کردند، احمدرضا عابدزاده را مورد اهانت قرار دادند، به علی کریمی بی لطفی کردند، به شعور هوادار توهین کردند، اما دختران پرسپولیسی از آن ها حمایت کرد؛ چراکه هواداران جام پرست و سطحی نگر را می شناخت. امروز هم می نویسم، همچنان می نویسم. سالهاست که عاشق این تیم هستم و بیمار این عشقم! شاید به دیدن فوتبال از پای تلویزیون عادت کرده باشم اما هرگز اجازه ندادم فهم فوتبالی ام به تماشای فوتبال از پشت امواج محدود شود. نمی توانم بنشینم و ببینم دیگرانم برای تیم من تصمیم بگیرند. علی دایی! از پرسپولیس برو و اجازه بده دوباره عاشق این تیم باشیم. برو و اجازه بده با اصالت ها به تیممان برگردند. حالم از این بازیکنان و حالم از این تیمت بهم می خورد! با اصالت ها کجا هستند؟ علی دایی! تو باعث و بانی این دوری هستی. با خودخواهی ات آن ها را کنار گذاشتی... چشم دیدن محبوب تر از خودت را نداری، حالم از این منطق بی منطق ات بهم می خورد. تیم ما را بگذار و برو... به تیمی برو که هواداری ندارد. تو ما را جان به لب کرده ای!! تو چندین میلیون هوادار را دلخور کرده ای... حالم از این حس مالکیتت بهم می خورد. تیم ما را رها کن و بگذار اسطوره های واقعی مان به پرسپولیس بازگردند. برو و وقتی تیمت مقابل پرسپولیس گل زد دور زمین بچرخ و به خوشحالی بپرداز، اصلا برو و مربی تیم ملی بشو، فقط از پرسپولیس برو، همین! ...

این روزهای پایانی سال 92 به این می اندیشم که چه خوب رسالتم را به انجام رسانیدم. رسالت قلم من نوشتن از حق و حقیقت است. این روزهای پایانی سال 92 برای سال جدید دعا می کنم، که ای کاش پرسپولیس دوباره پا بگیرد و به روزهای درخشان خودش برگردد. روزهایی که کسی در آن حرفی از پول نمی زند، همه از عشق می گویند و تعصب... دعا می کنم، دوباره پیراهن شماره هشت را بر تن علی کریمی ببینم. دعا می کنم، دوباره عقاب آسیا را روی نیمکت پرسپولیس ببینم. دعا می کنم همه خوبان جمع شوند، همه پیشکسوتان، همه اسطوره ها و این تیم را دوباره زنده کنند. به طرز عجیبی دلم برای روزهای خوب، بازی های ناب و قهرمانی ها تنگ شده است.. به طرز عجیبی دلم برای پرسپولیس تنگ شده است. . . . .

قدر اسطوره هایمان را بدانیم... به علی کریمی بی احترامی نکنیم، به خدا او هویت پرسپولیس است، آبروی فوتبال است... بازیکنانی که به خاطر عقب افتادن حقوقشان کم کاری می کنند، لیاقت حمایت شما ندارند. کریمی با پرسپولیس سفید امضا می کرد، شما مردم چرا نمی بینید؟ :(



به پایان می آید این دفتر اما حکایت همچنان باقی است...

امروز آخرین مطلب سال 1392

26. اسفند

سال نو مُبارک


 




همه ما انسانیم و ممکن الخطا. در شرایط سخت ممکن است کلماتی را به زبان بیاوریم که حتی از پیش به آن ها فکر هم نکرده باشیم. اما بالاخره بسته به زمان و مکان برخی جملات ناخودآگاه به زبان ما نمی آیند. به خصوص اینکه اگر در صدا و سیما و برنامه زنده پشت خط تلفن باشیم. به خصوص اینکه ملی پوش سابق تیم ملی و سرمربی کنونی تیم پرسپولیس باشیم! اما علی دایی هیچ ابایی ندارد که چه چیزهایی را به زبانش می آورد و با بی شرمی تمام جمله ای را در برنامه زنده تلویزیون مطرح می کند که اگر سالها برای جبرانش به دلجویی بپردازد، ممکن است از یادها نرود. وی در پاسخ به سوال عادل فردوسی پور مبتنی بر اینکه ممکن است کارگری ماه ها حقوق نگیرد اما اعتصاب نمیکند. پس بازیکنان شما چرا به عشق مردم سر تمرین هایشان نمی آیند، گفت" خداوند به یکی استعداد می دهد میشود مسی و دیگری هم میشود کارگر شهرداری. "

مسلما از فردی که به اجبار میخواهد خودش را اسطوره بداند انتظارات بیشتری می رود. آیا این جمله بدان معنی است که خداوند به شما استعداد عطا کرده و تبدیل به علی دایی شده اید!! بله البته شما استعداد بالایی در تخریب چهره دیگران دارید! شما بدون حمایت و عشق این مردم هیچ چیز نیستید. شما بازیکنان بزرگ تمام بزرگی تان را مدیون همین مردم هستید. تقصیر ماست که شما را تا این برای خودمان بالا برده ایم که اینگونه به توهین به اقشار زحمتکش و سخت کوش جامعه بپردازید. به کار بردن این جمله درخصوص کارگران زحمتکش شهرداری که شاید اسطوره شان علی دایی باشد، برای جامعه ما معنای فاجعه می دهد.

کاملا مشخص است که سرمربی تیم به بازیکنان اجازه تمرین نداده است چرا که علی دایی به حدی صدایش بلند است که بتواند بازیکن را سر تمرین بکشاند یا نه! صد افسوس که دلتان برای هواداران نمی سوزد. حال که شانس کسب سهمیه آسیا را داریم این بازی ها را درمیاورید، با این بهانه که حقوق چند صد میلیونی تان دیر و زود شده است. اما مشکل جای دیگری است. علی دایی فردی مغرور و خودخواه است که تنها چشم دیدن خودش را دارد. با روی کارآمدن پروین خودش را رفتنی می بیند و همه این کارها را برای تخریب چهره او انجام می دهد. اما مردم فرق بین شما و دیگران را خوب می دانند آقای دایی! طی چند سال گذشته هربار به پرسپولیس آمدید پرتنش ترین تیم ممکن را برای هواداران ساخته اید. تیمی با بازیکنان بی اعصابی که بازی فیرپلی را همیشه فراموش می کنند.

پروین را سرزنش نکنیم. او اسطوره پرسپولیس است. نام پرسپولیس با ساق پاهای پروین و امثال او معنا پیدا می کند. اگر در این شرایط به پرسپولیس نمی آمد باید شاهد حضور افرادی مانند کاشانی و رویانیان در تیممان می شدیم. شاید هیچکس حاضر نمیشد که در این شرایط تیم بی سرپرست و یتیم پرسپولیس را دست بگیرد. اما پروین آمد تا پرسپولیس بی هویت باقی نماند. تا کمر تیممان بیش از این ها خم نشود. پروین آمد به قیمت خم شدن خودش. افراد بسیاری هستند که سعی در تخریب چهره او می کنند. باید صبر کرد و دید که در آینده چه اتفاقی می افتد. بنا به گفته خود علی پروین برنامه بلندمدت پیشکسوتان سر و سامان دادن به مدیریت و خرید بخشی از سهام این تیم پرطرفدار است. نمی توان یک طرفه به قضاوت رفت. شاید روزهای خوب و روشنی در انتظار پرسپولیس باشد. شعار دادن علیه پروین در شرایطی که آگاهیم مدیری توانا و کاربلد نمی تواند سکان هدایت این تیم را به کار بگیرد کار درستی نیست. یاد بگیریم از افراد اصیل حمایت کنیم نه اینکه پلاکارد بنویسیم که سردار بماند، اگر اینقدر حامی این افراد هستید چرا استادیوم ها خالی است؟! شما هواداران اسمی هستید و فقط نامتان هوادار است. حضور این افراد شما را از فوتبال واقعی دور کرده است. فقط عاشق جام گرفتن هستید و به تماشای فوتبال از پای تلویزیون عادت کرده اید...!

پشت این تیم تاریخ بزرگی نهفته است. از نامش گرفته تا همه اسطوره های بی ریایی که سال ها برایش خون دل خورده اند. این رفتارها شایسته تیم ما نیست. با تیم بی هویت و بی ریشه ای که روبه رو نیستید. چه خوش میگفت دوست خوش صحبت که "پرسپولیس، یک مکتب است و عاشقان واقعی می طلبد."

" افشين قطبي در جواب خبرنگار ژاپني که پرسيد: ايا هواداران شيميزو بهترين هواداراني هستند که ديده ايد؟ گفت:هواداران شيميزو فوق العاده هستند اما طرفداران پرسپوليس در ايران بهترين تماشاگراني هستند که به عمر خود ديده ام..آنها بي نظيراند. "






کاش افشین امپراطور دوباره به تیممان بازمیگشت، جای دل شیر بسیار در این تیم خالی است.

24/بهمن/92




یادش بخیر قبلا بازیکنا حاضر بودن جونشو بذارن تا پرسپولیس برنده باشه اما حالا پولشون دیر میشه تمرینا رو ترک میکنن. اکثر اوقات که تیم شرایط بدی داشته باشه و بازنده زمین بودیم طرف بازیکنا رو گرفتیم و گفتیم همه اش تقصیر اونا نیست. اما حالا جایی برای توجیه باقی نمونده و همه اش تقصیر اوناست. به عنوان یک هوادار قدیمی این انتظار و از بازیکنای تیممون دارم. مدیریت و مسائل بالادستی پرسپولیس اوضاع دگرگونی دارد اما باید این شرایط را در نظر گرفت که پرسپولیس پس از سال ها در کورس قهرمانی قرار گرفته است و می تواند سهمیه آسیا کسب کند. جای خالی بازیکنای باغیرتی که چک سفید امضا می کردند در تیم بسیار خالی است. اگر علی کریمی بود این بی غیرت ها را سر تمرین می آورد نه اینکه مثل دایی به این اوضاع دامن بزند. به خاطر پول به پرسپولیس آمده اند که اعتصاب می کنند و سر تمرین نمی روند؟! چه بسیار کارمندانی که چند ماه است حقوق نگرفته اند اما همچنان سر کارشان حاضر می شوند. تقصیر خودمان است که فوتبالیست را تا این حد بالا برده ایم که اگر چند هفته چک میلیونی اش دیر شود پشت پا میزند به هر آنچه اسمش جوانمردی است. علی دایی می گوید بازیکنان من شرمنده زن و بچه شان شده اند. حرف به حقی نیست. زیرا پول های میلیونی ای که از پیش دریافت کرده اند کفاف چند هفته شان را که می دهد. کارگری شرمنده زن و بچه اش می شود که به دلیل سرمای هوا کارش تعطیل میشود نه بازیکنانی که مبلغ قراردادهایشان سر به فلک می کشد. این پول های بیت المال است، حق شما نیست.

بازگشت پروین به پرسپولیس را اتفاق میمنتی می دانم. پروین هویت پرسپولیس است. دلش برای این تیم میسوزد. به دنبال کسب شهرت نیست زیرا به اندازه کافی بین مردم محبوبیت دارد. به دنبال قدرت نیست زیرا فرد قدرتمندی است. از این تیم پول هم نمیخواهد وبه پرسپولیس به عنوان منبع درآمدی نگاه نمی کند. دو هفته هم هست که به پرسپولیس آمده و نمی تواند کاری برای این تیم بکند. چرا از او انتظار دارند؟! چرا به تخریب چهره او می پردازند؟! البته دایی می داند که در پایان فصل رفتنی است...

آقای دایی شما مربی دلسوزی نیستی، حرفه ای هم نیستی. به جای اینکه در این شرایط به جمع کردن تیم و تمرکز روی بازی های باقی مانده بگذاری مصاحبه میکنی و به این نابه سامانی ها دامن میزنی. آقای دایی شما هیچ وقت بزرگ پرسپولیس نبودی!

آقای دایی شما حتی فرد موفقی در مربیگری هم نیستی، چند هفته مانده به پایان لیگ برتر و در اوج رقابت بالای جدولی برای تیمت 20 هزار هوادار می آید. با این رفتارهایتان هواداران واقعی را از تیم دور کرده اید. تیمی که ما پرسپولیس می نامیم اصلا شبیه ویرانه ای که شما درست کرده اید، نیست!

و اما پرسپولیس خسته هنوز از پا ننشسته ... این را بدانید که ما دوباره پا خواهیم گرفت، بدون حضور بی غیرت هایی که فقط برای پول کار میکنند و دلشان به حال هواداران نمی سوزد. این پرسپولیس دوباره روزهای خوش را به خودش خواهد دید. حضور پروین و بقیه بزرگان نشان از همین دارد. در انتظار روزی هستیم که دوباره کریمی بازوبند کاپیتانی را به بازوانش ببندد و عابدزاده روی نیمکت بنشیند نه یک استقلالی. به انتظار روزی هستیم که با ریشه ها به تیممان بازگردند و هواداران اصیل دوباره با تیم آشتی کنند...




18 بهمن سال 1392 ؛ کمر پرسپولیس شکسته است... اما اصالتش همچنان پابرجاست...
ایستاده ایم تا تیممان دوباره جانی تازه بگیرد...







تاريخ : جمعه 11 بهمن1392 | 20:59 | نویسنده : Saharrr

این صحنه از فیلم مردان پرسپولیس یک همیشه تو قلب هوادار می مونه ... صحبتای زیبای مرزبان شور قهرمانی خوبی رو به بازیکنا میده ..


من به شما یه چیزی میگم که برا سنم یه خورده زیادتره.ما میتونیم تمام حیثیت فوتبالمونو از دست بدیم. ما میتونیم همه چیمونو از دست بدیم.ولی یه چیز بزرگ می تونیم ببریم. ینی هرکاری ما می کنیم فقط باید به طرف این باشه، به طرف "قهرمانی"...از همین الان. کنار هم دیگه باشین هیچکس هیچکس نمی تونه بعد اینکه ما یه قدم به طرف قهرمانی برداریم برای خودش یه معذرت خواهی درست کنه.تنها چیزی که میتونه ما رو قوی کنه این کنار هم بودن ماست. ینی اگر واقن دستمونو تو دست همه دیگه بذاریم. قلبمونو با هم دیگه یکی کنیم بخوایم بریم برای پیروزی مبارزه کنیم بخوایم بریم برای قهرمانی مبارزه کنیم، باید مث قهرمانم با خودمون رفتار کنیم، بین خودمون رفتار کنیم. با حریفمون هم باید مث قهرمان رفتار کنیم...ینی یک لحظه هم اجازه ندیم که حریف احساس اینو داشته باشه که میتونه ما رو ببره...اولین ضربه ای رو که به ما میزنن مث ضربه ایه که به برادر ِ کوچک ما میزنن....انقدر ما باید خشن باشیم. برای قهرمانی باید خون بدیم...کی میبره؟ "پرسپولیس" کی میبره؟ "پرسپولیس" کی میبره؟ "پرسپولیس" ....





امروز یازدهم بهمن سال هزار سیصد و نود و دو ؛ احساس فوتبالی دارم، احساس پرسپولیسی دارم، احساس خوبی که مدت ها نداشتم....!



تاريخ : پنجشنبه 3 بهمن1392 | 19:12 | نویسنده : Saharrr

بالاخره محمد رویانیان از مسند مدیرعاملی پرسپولیس کنار رفت. شیرینی هم با تمام تلخی هایی که در این مدت برای تیممان به بارآورده بود کنار گذاشته شد! بالاخره به داد پرسپولیس رسیدند و دست این نااهلان را از آنچه لایق پیشکسوتان و هواداران واقعی بود، ساقط کردند. این مقام ها ماندنی نیست! این محبوبیت ها به شعاری بند است. همین هوادارانی که تا دیروز شعار"سردار سردار .." میدادند امروز شعار "سلطان .. علی پروین " سر می دهند. به زودی نوبت علی دایی هم می رسد. پرسپولیس که ملک شخصی شما نیست. خانه میلیونها هوادار است. پرسپولیس نامی بزرگ است که مدیرانی بزرگی می طلبد. محمود خوردبین می طلبد. احمدرضا عابدزاده می طلبد. محمد دادکان وعلی پروین می طلبد. هواداران پرسپولیس انتظار بازگشت علی کریمی را می کشند.

باید منتظر ماند تا اتفاقات جدیدی رقم بخورد و روح مردگی از این تیم کنار برود. وقت آن است که اسطوره های واقعی برایش دلسوزی کنند. هوادارانی که سالها با این تیم قهر بودند به خانه شان بازگردند. حالا نوبت بازگشت همه بزرگانی است که با قلب شکسته و چشمانی پر از اشک این تیم را ترک کرده بودند. شاید قدرت از دست رفته تیممان دوباره برگردد. رفتن محمد رویانیان و شیرینی اتفاق خوش یمنی برای پرسپولیس  ِما بود... اینبار هواداران برای ابقای سردار پافشاری نکردند و این تغییرات را به راحتی پذیرفتند. هر آمدنی، رفتنی دارد...! حتی از وقت رفتنتان خیلی گذشته بود و باید زودتر از این ها می رفتید. اما دم شما گرم که بالاخره ما را شاد کردین ... !





امروز سوم بهمن ماه 1392 ... خوشحالم که بعد از مدت ها متنی مثبت و امیدوارکننده از پرسپولیس نوشتم....!




تاريخ : پنجشنبه 26 دی1392 | 20:16 | نویسنده : Saharrr

مردمی که سرتاسر فصل بری تماشای بازی های تیمشان به استادیوم نمی روند، برای داربی های مساوی و نتایج از پیش تعیین شده کل کل می کنند. اگر شور فوتبالی داشتند که همواره از تیمشان حمایت میکردند. فوتبالی که فقط مواقع داربی و بازی های حساس به یادشان بیاید، فقط برای سرگرمی است. نام هوادار نهادن به این مردم مبالغه است. شور فوتبالی شان را از دست داده اند و خودشان متوجه این موضوع نیستند. فوتبال ایران دیگر رونق سالهای گذشته خود را ندارد. دیگر خبری از فوتبالیست های یاقی، تیترهای پرسر و صدا، مدیران دلسوز، مربیان کاردان، هواداران اصیل و فوتبال واقعی نیست.

بازی های پرسپولیس و استقلال هم مانند گذشته نیست. سخت است گذشته این فوتبال را دیده باشی و بعد به تماشای روزهای افولش بنشینی. نام پرسپولیس به خانه بازگشت...درست زمانی که این فوتبال برایم بی معنی شده بود! مانند نوشدارویی بعد از مرگ سهراب که اگر هرگز نمی رسید تحمل این وضعیت راحت تر میشد.

سخن کوتاه میشود. ما علاقه ای به این داربی ها و این بازی ها و این تیم ها نداریم. برای ما روزهای خوب تنها مانند خاطره های ماندگار باقی می مانند. با فوتبال شما و پرسپولیس شما خداحافظی می کنیم. این تیم را دست خودتان میسپاریم. ذوقش را کنید. ای مردمی که عشق جام گرفتن هستید... همین علی دایی اگر برای شما جام نمی گرفت الان شعارهای "حیا کن...رها کن" نثارش می کردید. عزتش تنها به جامی بند است!!

برای شمایی که علی کریمی را نمیشناسد، نمی نویسم. شما که به بردهای پیاپی تیمتان خوش هستید چه کار به بغض های اسطوره دارید؟ اصلا برایتان اهمیتی هم ندارد. بهتر است با اسطوره های کاغذی خود خوش باشید. شما که شادی تان در گرو یک جام طلایی بی ارزش است، لیاقت نام این اسطوره ها را ندارید. به بهای اشک بزرگان پرسپولیس جام به دست می آورند. این تیم نابود شده است. نهایت پرسپولیس همانجاییست که علی دایی برایتان بت می شود... علی دایی که بعد گل زدن تیمش راه آهن به پرسپولیس، جلوی چشم شما هواداران از شادی به هوا پرید... چقدر فراموشکارید، چقدر زود یادتان می رود با کدام شربت به خواب رفته اید...!!!!


26/بَهـــــمَن/1392

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی ،

به صد دفتر نشاید گفت شرح درد مشتاقی



  • استاندارد
  • قالب میهن بلاگ